اشعار طنز - هدیه روز مادر- 3 - معارف اسلامی
 
...
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 87/4/4 توسط ایران


شنیدم از نیک مردی فقیر
که موشی پرید در ظرف پنیر
اگر داری تو دانش و عقل و هوش
برو دیپلم بگیر فالوده بفروش
ما بدین در نه پی حشمت و جا آمده ایم
از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم
میازار موری که دانه کش است
که جدش در آمریکا چاقو کش است
یکی از برزگان اهل تمیز
از ترس زنش رفت زیر میز
بنی آدم اعضای یک دیگرند
سر یک قران پول به هم می پرند
در طواف چشم می گفت این سخن پروانه ای
سر پیچ سبقت نگیر جانا مگر دیوانه ای
یا رب آن دلبر شیرین که سپردی به منش
از بس که ننر بود سپردم به ننش



.: Designed By Night-Skin.com :.


بازدید امروز: 165
بازدید دیروز: 128
کل بازدیدها: 7550280

[ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : Night Skin ]