یکی رو میبرن زیر سوال، له میشه.
یکی زنگ میزنه110میگه آقا پدال گاز ترمز کلاچ دنده و فرمان ماشینم رو دزدیدند! پلیس میگه: برو صندلی جلو بشین.
یکی با خوشحالی به دوستش میگه بالاخره این پازل رو بعد از 2 سال حل کردم . دوستش میگه: ? سال زیاد نیست؟ میگه:نه بابا رو جعبه اش نوشته 7تا 10 سال.
به یکی میگن نظرت درباره زلزله چیه؟ میگه خوبه فقط مدت زمانشو یه کم بیشتر کنند خیلی بهتر میشه.
یه روز یکی نوار هوا گوش میکرده نوار که تموم میشه یکی خفه میشه.
به یکی میگن دو دوتا؟ یکی میگه: پس چندتا؟!
یکی پدرش میمیره میره خاکش می کنه بعد فتیله پیچش میکنه بعد یه باراندار هم میزنه.
به یکی میگن: سه تا میوه نام ببر که با هـ شروع بشه میگه: هویج هلو، پیتزا میگن: پیتزا که غدا است؟! میگه: نمیدونی چه هلوییه !
یه دختر مسیحی میره پیش یه کشیش ، میگه : ببخشید ، من هر دفعه از جلوی آینه رد میشم ، به خودم میگم من چقدر خوشگلم ، من گناه میکنم ؟ کشیشه میگه : نه دخترم شما گناه نمیکنی ، اشتباه میکنی
یه ورق کاغذ میخوره تو سره یکی ، در جا میمیره. میرن تحقیق میکنن کاغذ را باز مبکنند میبینند که توش نوشته: آجر
یکی را میخواستند اعدام کنند بهش میگند: آخرین خواستت چیه؟ میگه: منو اعدام نکنید
-یکی گلوش چرک میکنه توشو کیسه میکشه.
به یکی میگن: چرا سیدی هات اینقدر خش دارد؟ یکی میگه: آخه زیر مهم هایش خط کشیده ام.
به یه نفر میگن: شما در روز چقدر نون میخورید؟ میگه: صبح دوتا لواش، ظهر دو تا تافتون ، بعد از ظهر چهار تا سنگک ، شب هم سهتا باگت ! میگن: پس نون بربری چی ؟ میگه: پس فکر کردی اینها را لای چی میگذاریم میخوریم؟
به یکی میگن یه جمله فلسفی بگو میگه: احمق ترین افراد کسانی هستن که به چیزی اطمینان کنند. ازش میپرسند که کاملا به این جمله اطمینان داری؟ یکی میگه: صد درصد.
یه آبادانی میره بانک چک رو میگذارد رو میز میگه اینو نقدش کن. مسؤول بانک میگه ببینم آبادانی هستی؟ بارو میگه: آره از کجا فهمیدی؟ مسؤول بانک میگه: این جا جلو مبلغ نوشتی خدا تومان.
یکی میره تو دل طبیعت هضم میشه.
از یه محصل میپرسند دو دو تا؟ یه کم فکر میکنه میگه هر چی خدا بخواهد.
توی یه شهری سینما فیلم شام آخر میگذارد مردم با قابلمه میرن.
به یکی میگن دو دو تا ؟ میگه ول کن اینا رو من که کامپیوتر نیستم کلمه بگو جمله بسازم.
بعد زلزله یه نفر رو از زیر آوار میکشند بیرون دستش موبایل بود بر میگرده میگه ویبراتور رو حال کردید.
از یکی میپرسن سزارین چیه؟ یکی میگه: یعنی بچه به شرط چاقو.
تلویزیون داشته گل خداداد عزیزی به استرالیا را به صورت صحنه آهسته چند بار پخش میکرده. آخر یکی قاطی میکنه میگه: اینقدر این گل را نشان بدهید تا آخر دروازه بان استرالیا بگیره.
- یه نفر سکته میکنه میمیرد باباش رضایت نمیدهد.
یکی ماهی خورد میکرد یه دفعه ماهی تکون میخوره ماهی را میکنه تو سطل آب بهش میگه: خفه شو بمیر.
- یکی برف پاک کن ماشینش را میزنه هپنوتیزم میشه.
یه نفر خواب میبینه دارد بزرگترین لواش دنیا را میخوره صبح از خواب پا میشه میبینه ملحفه لحافش نیست.
یه نفر تو خواب از 2-3 نفر بدجور کتک میخوره فردا شب با بچه محلاش میخوابد.
یه نفر اتوبوس 2 طبقه میخرد 5 طبقه اش میکنه.
به یکی میگن 3 نفر نام ببر که با (( خ )) شروع شه. میگه:خسرو ، خودم ، خدابیامرز پدرم.
به یه نفر میگن: نفت طلای سیاه است. یارو فردا یه 5 لیتری میاندازد گردنش.
یه اصفهانی چیپس میخوره میگه : چه قدر این پولکیها ی شما شورش.
به یکی میگن چی شد تصادف کردی؟ یکی میگه: ما داشتیم تو جاده میرفتیم یه کامیونی هم داشت میرفت نگو داشت میآمد.
یکی خودش را به موش مردگی میزنه گربه میاد میخورتش.
به یکی میگن : با بقیه جمله بساز؟ یکی میگه:دیشب پیتزا خوردم ! میگن : خُب ((بقیه)) اش کو؟ میگه : گذاشتم تو یخچال
یه نفر مست میکنه شنگول میشه گرگه میاد میخورتش.
به یکی میگن یه جمله قشنگ در مورد زندگی بگو؟ میگه : زندگی مربعی است که سه ضلع دارد : مهر و محبت
یکی تو اتوبوس بند کفشش باز میشه به بغلیش میگه: آقا بی زحمت این میله را نگه دار من بند کفشم را ببندم.
یه نفر کفترش گم میشه تو روز نامه آگهی میده: بیه بیه بیاه
یکی خودش را دار میزنه به علت ضربه مغزی میمیره میرن تحقیق میکنن میبینن با کش خودشو دار زده.
معتاده تلفن پیغام گیر داشته پیغام تلفنش این بوده: هَشتم ولی خَشتم.
به یکی میگن دو دوتا میگه پنج تا. میگه نه بابا میشه 4 تا. میگه آخه من از یه راه حله دیگه استفاده کردم.
یکی میخوره زمین برای اینکه ضایع نشه تا خونه سینه خیز میره.
یکی پسرش میره زیره ماشین میزنه با سنگ درش میاره.
یکی میخواسته زیر دریایی آمریکاییها را تو خلیج فارس غرق کنه . میره در میزنه فرار میکنه.
اوا خواهره میخوره زمین میگه ولم کن جاذبه.
یکی از ساختمون میاُفته پایین مردم همه دورش جمع میشن میگن چی شده؟ یکی میگه: والا من نمیدانم همین الان رسیدم.
یکی یه سکه قدیمی پیدا میکنه روش نوشته شده بود: 120 سال قبل از میلاد مسیح.
یه نفر میره تو اتوبوس با یکی از مسافرها دعواش میشه پیاده میشه شماره اُتوبوس را برمیداره.
یه نفر میره ساندویجی میگه: آقا بندری داری؟ یارو هم میگه: آره یکی میگه دمت گرم بذار پخش کنه یه حالی ببریم.
یه نفر زنگ میزنه 110 مسوو لیت زلزله ی بم را بر عهده میگیره.
یه نفر مهم بوده زیرش خط میکشن تو امتحان میاد.
یه نفر به یه پسره میگه آقا پسر شما همون پسره قصاب سر کوچه ی گلکار که ماشین پیکان ساله 77 به شماره پلاکه 891ع61 داره خونشون هم تو کوچه ی بهرام هست نیستی؟ پسره میگه آره یکی میگه اِ ببخشید اِشتباه گرفتم.
یه نفر با لا پشتمبومشو آسفالت میکنه آسفالت زیاد میاره سرعت گیر درست میکنه.
موشه میره داروخانه میگه: مرگه من داری؟
یه نفر خبر داغ میشنوه گوشش تاول میزنه.
یه نفر عینکش را میچرخونه میزننه به چشمش سرش گیج میره
یه نفر میخوره زمین کمونه میکنه. میره کلانتری رضایت نمیده.
یکی از طبقه صدم یه ساختمون میافته پایین به طبقه پنجاهم که میرسه مگه خُب تا اینجاش که به خیر گذشت.
یکی یه تیکه یخ گرفته دستش تو آفتاب داشت متفکرانه نگاش میکرد بهش میگند چیکار میکنی؟ میگه:من هنوز نفهمیدم این یخه کجاش سوراخه که ازش آب میچکه!
یه نفر خودکارش تمام میشه ترک تحصیل میکنه.
به یکی میگن 17 شهریور چه روزیه؟ یکی بعد از یه 5 دقیقه می گه فکر کنم 10 مهر باشه.
یه نفر 2 تا بلوکه سیمانی را میگذاشته رو کولش میبرده سر ساختمون مهندسه بهش میگه خُب چرا با فرغون نمیبری؟ میگه: آخه اوندفعه با فرغون بردم اون چرخش پشتم را اذیٌت میکرد.
یه نفر عقب عقب راه می رفته بهش میگند واسه چی اینجوری میکنی؟ میگه بچٌه ها میگند از عقب شبیهه آلن دولن میشی.
یکی یه روباه مرده میبینه به خودش میگه خوب شد مرده وگرنه گولم میزد.
یه نفر میره تزریقات. مسوول تزریفات میگه چپ بزنم یا راست؟ میگه : آقا این جا هم سیاسی شده!
یه نفر زنش 4 قلو میزاد وقتی میره حسابداری میگه آقا ارزون حساب کن همه را با هم ببریم.
یه 1000 پا از رو دیوار میافته میگه آخ پام , پام , پام , پام , ...
یه نفر مجریه مسابقه 20 سوالی میشه. ازش میپرسن: تو جیب جا میشه ؟ میگه آره ولی اگه تو جیبت بریزی جیبت ماستی میشه.
یه نفر میخواسته بره شکار خرگوش. بهش میگند چجوری میخوای خرگوش بگیری؟ میگه کاری نداره صدای هویج در میارم.
به یکی میگن جوابه سوال مسابقه 20 سوالیت خیاره فقط سریع نگو که تابلو شه. مجریه میگه: تو جیب جا میشه؟ مچریه میگه: نه میگه عجب خیار گنده ای است.
به یکی میگن جوابه سوال مسابقه 20 سوالیت برجه ایفله فقط سریع نگو که تابلو شه. به مجریه میگه: تو جیب جا میشه؟ مچریه میگه: نه میگه: خُب تابلو شد دیگه برجه ایفله.
یکی کولر گازی میخره فرداش میسوزه سره زن و بچّش داد میزنه میگه: مگه من نگفتم 4 نفری جلویه کولر نشینید.
یه معتاد میره تو جوبه لجن میشینه. بهش میگند واسه چی رفتی اونجا؟ میگه بزارید تو خودم باشم.
یکی زنش را میکشه میره مرحله بعد. بعد میاد خونه میبینه زنش خونست میفهمه که SAVE نکرده بوده بعد میاد خودکشی کنه خودش را از برج میندازه پایین Game Over میشه بعد بازی را رستارت میکنه زنده میشه
معتاده پای منقل بوده یه توپ میافته وسط بساط و همه چی را به هم میزنه همین که داشته بساط را درست میکرده یه نفر زنگ خونش را میزنه میره در را باز کنه یه پسره 5-6 ساله میگه توپم! معتاده میگه خُب منم توپم نمیام بساط به هم بزنم که .
یکی میمیره روحش لا پنکه سقفی گیر میکنه!